متن آهنگ آتش دل معین

۵ دیدگاه

متن آهنگ آتش دل معین
Lyrics Music Moein Atashe Del

متن آهنگ آتش دل معین

ترانه و شعر آهنگ آتش دل معین
دل در آتش غمه رخت تا که خانه کرد
دیده سیله خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفتو ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبح دم نشد فلق چون شفق ز خون دله مرا لاله گون نکرد
ز رویه مهت جانا پرده بر گشا در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند
قسم به زندو پازند به جانم آتش افکند خراب رویت یک چند
تکست آهنگ آتش دل معین
بیا نگارا جمال خود بنما ز رنگو بویت خجل نما گل را
رو در طرفه چمن بین بنشسته چو من
دل خون بس ز غمه یاری غنچه دهن
گل درخشنده چهره تابنده
غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی به شش در محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازی
همچون سالک دست خود بازی

**

دانلود آهنگ جدید معین آتش دل

Print Friendly

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

5 پاسخ به “متن آهنگ آتش دل معین”

  1. امیرحمزه می‌گه:

    عاااااااالی بود
    معین وعشقه
    رو در طرفه چمن بین بنشسته چو من
    دل خون بس ز غمه یاری غنچه دهن
    گل درخشنده چهره تابنده
    غنچه در خنده بلبل نعره زنان
    هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
    دوست دارم:-*
    زنده باشی همیشه

  2. ali می‌گه:

    زنده باد استاد معین نازنین…
    یک کاره فوق حرفه ای به کارهای ایشون اضافه شد…
    واقعا هنرمند تکرار نشدنیه….
    انشاالله همیشه پابرجا باشند و صدای ایشون همیشه در زمان زنده بمونه…

  3. علی می‌گه:

    درود بر استاد معین
    درود بر استادش جلال الدین تاج
    باعث افتخار اصفهان و اصفهانی

  4. سعید می‌گه:

    معنی برخی از کلمات و اصطلاحات آهنگ آتش دل برای دوستانی که شاید ندونن:
    بس: بسیار (فرهنگ فارسی معین)
    فلق: بلا و سختی (لغت نامه ی دهخدا)
    شفق: سرخی افق پس از غروب آفتاب (فرهنگ فارسی معین)
    منفعل: شرمنده، شرمسار (فرهنگ لغت عمید)
    طره: دسته موی کنار پیشانی (فرهنگ لغت عمید)
    زند و پازند: پازند تفسیر زند و زند کتاب زردشت است. و برعکس این هم گفته اند یعنی زند تفسیر پازند است. (لغت نامه ی دهخدا)
    ششدر: در بازی تخته نرد چنان است که یکی از بازیکنان هر شش خانه ی جلوی مهره ی حریف را با مهره های خود گرفته باشد و حریف نتواند مهره ی خود را تکان دهد. (فرهنگ فارسی معین)
    محنت: بلا، سختی، رنج (فرهنگ لغت عمید)
    سالک: منظور خود شاعر است.
    دست خود بازی: یعنی بازی رو باختن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موضوعات